بسم الله الرحمن الرحيمچشم هايم را باز کردم و ديدم که همان جاي ديروزم . فرش زير پايم ، سقف بالاي سرم ، گلدان لبه ي پنجره ام و سيب گاز زده ي ديشب که گوشه ي اتاق انداخته بودمش ... همه چيز سر جايش بود . چشم هايم را باز کردم و ديدم که همه چيز دقيقا شبيه ديروز است . اما کابوسي در کار نيست . چشم هايم را باز کردم و ديدم که از يک خواب بلند تلخ پر از اشک بيدار شده ام و حالم خوب است . چشم هايم را باز کردم و ديدم . تورا ديدم . تويي که ديدنت يک آرزوي محال شده بود و کز کرده بود گوشه ي دلم ، درست روبه روي من ايستاده بودي و اين بار شفاف تر از تمام خواب هاي پريشان به چشم هاي خيس من لبخ
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: کامران یزدانی
تاريخ: سه
شنبه
11 آبان
1395 ساعت: 22:49